
اهمیت پایداری بیشتر در زمینه تولید و تأمین محصولات پروتئینی در کشور
توسعه زنجیرههای یکپارچه تولید در صنعت دام و طیور ایران را نمیتوان صرفاً یک راهکار سازمانی برای کاهش واسطهها تلقی کرد. این رویکرد در واقع پاسخی ساختاری به مجموعهای از ناکارآمدیهای نظام تولید دامی است که از یک سو ریشه در پراکندگی حلقههای تولید و از سوی دیگر در نوسانپذیری شدید هزینه نهاده و بازار محصول دارد. زنجیره یکپارچه به جای آنکه هر حلقه را به صورت جزیرهای مستقل و در معرض ریسکهای جداگانه ببیند، کل مسیر از تأمین خوراک تا عرضه محصول نهایی را به یک واحد تصمیمگیری قابل مدیریت تبدیل میکند.
زنجیرههای طیور کشور یا بسیار پراکندهاند و یا به صورت زنجیرههای منفرد و منزوی عمل میکنند. این پراکندگی به معنای آن است که تولیدکننده مرغ گوشتی، تأمینکننده جوجه یکروزه، کارخانه خوراک و کشتارگاه هر یک بر اساس منطق اقتصادی خود و اغلب بدون هماهنگی با حلقههای دیگر تصمیم میگیرند. نتیجه این وضعیت نوسان در عرضه، هدررفت ظرفیت و انتقال ریسک به ضعیفترین حلقه است. زنجیره یکپارچه با ایجاد مالکیت یا قرارداد بلندمدت میان این حلقهها، این پراکندگی را به هماهنگی تبدیل میکند و امکان برنامهریزی برای ظرفیت جوجهریزی، تأمین خوراک و زمان کشتار را فراهم میسازد.
برآوردهای کارشناسی نشان میدهد که یکپارچهسازی تمام مراحل پرورش، کشتار، بستهبندی و توزیع در زنجیره گوشت مرغ میتواند هزینههای تولید را تا حدود بیست درصد کاهش دهد.
بر اساس آمار وزارت جهاد کشاورزی به عنوان متولی قانونی بخش دام و طیور، بخش قابل توجهی از واحدهای دام و طیور کشور در مقیاس کوچک و روستایی فعالیت میکنند که توانایی تحمل نوسان شدید قیمت نهاده و محصول را ندارند. زنجیره یکپارچه با ارائه خدمات فنی، بهداشتی و تأمین نهاده به این واحدها و تضمین خرید محصول، آنها را از دغدغه فروش و دسترسی به بازار رها میکند و امکان تمرکز بر بهبود بهرهوری را فراهم میآورد. تجربه کشورهایی که این مدل را گسترش دادهاند نیز نشان میدهد که کاهش ریسک بازار برای تولیدکننده، مهمترین عامل پذیرش و پایداری این ساختار بوده است. بدون این تضمین، زنجیره یکپارچه به قراردادی تبدیل میشود که در نخستین نوسان قیمت، یک طرف را به تخلف از تعهدات سوق میدهد که در تجربه برخی کشورها نیز مشاهده شده است.
با این حال، اهمیت زنجیرههای یکپارچه بدون اشاره به موانع اجرایی آن ناقص میماند. یکی از موانع اصلی، نبود سازوکار مالی مناسب برای تأمین سرمایه در گردش در طول زنجیره است. رفع کمبود نقدینگی در بخش دام و طیور نیازمند یکپارچگی نزدیکتر در سراسر زنجیره تأمین است. مانع دیگر، خردی و پراکندگی واحدهای تولیدی است که تشکیل یک زنجیره با حداقل مقیاس اقتصادی را دشوار میکند.
توسعه زنجیرههای یکپارچه تولید در صنعت دام و طیور ایران باعث تبدیل حلقههای پراکنده و رقابتکننده به یک زنجیره هماهنگ با برنامهریزی واحد، کاهش هزینه تولید از مسیر حذف واسطه و بهبود بهرهوری نهاده، و انتقال ریسک از تولیدکننده خرد به ساختاری که توان جذب شوکهای بازار را دارد. اما این زنجیرهها تنها زمانی از یک الگوی سازمانی بر روی کاغذ به یک نهاد پایدار تبدیل میشوند که با سازوکار مالی مناسب، مدل مشارکتی متناسب با مقیاس واحدهای کوچک، و نظام اجرای قرارداد قابل اتکا همراه شوند. بدون این سه مؤلفه، یکپارچهسازی میتواند به تمرکز قدرت در دست چند زنجیره بزرگ و حاشیهرانی تولیدکنندگان خرد منجر شود؛ نتیجهای که با هدف اعلامشده حمایت از تولیدکنندگان و پایداری تولید در تضاد قرار میگیرد.




