
نقش تعیین کننده سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران در تنظیم بازار تهران
سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران در تنظیم بازار، پیش از آنکه یک ابزار قیمتگذاری دستوری باشد، کارکردی شبیه به یک لنگر قیمتی در بازار خردهفروشی پایتخت ایفا میکند. این سازمان با در اختیار داشتن شبکهای گسترده از میادین و بازارها در سطح شهر، سهم قابلتوجهی از نیازهای خوراکی شهروندان را تأمین میکند. همین حجم از سهم بازار، به خودی خود به سازمان قدرتی ساختاری میدهد که بتواند بر سطح عمومی قیمتها در بازار میوه و سبزیجات، پروتئین و حتی کالاهای اساسی اثر بگذارد.
سازوکار اصلی این تأثیرگذاری، تفاوت معنادار قیمت در میادین نسبت به سطح شهر است. قیمت محصولات در میادین عرضه تحت پوشش این سازمان بهطور محسوسی پایینتر از میانگین شهر تهران قرار دارد. این فاصله در مورد میوه و سبزیجات چشمگیرتر است و برای پروتئین و کالاهای اساسی نیز معنادار باقی میماند. نکته مهم آن است که این اختلاف قیمت ناشی از یارانه مستقیم نیست، بلکه محصول حذف واسطههای غیرضروری و اتصال مستقیم به مبادی تولید و مراکز عمده فروشی است.
بعد دیگر تنظیمگری، کارکرد ذخیرهسازی و مداخله در مواقع نوسان است. سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران در شرایطی که عرضه و تقاضا از تعادل خارج میشود، مداخلاتی انجام میدهد تا هم بازار به ثبات برسد و هم نظم عرضه و تقاضا حفظ شود. با این حال گزارشهای کارشناسی حاکی از آن است که ظرفیت ذخیرهسازی سازمان در سالهای اخیر تضعیف شده و متولی مشخصی برای ذخیرهسازی فصلی وجود ندارد. این خلأ باعث میشود که در فصلهای اوج تولید، محصول مستقیماً به بازار سرازیر شود و در فصلهای کمآبی، بازار با کمبود و افزایش قیمت مواجه گردد. بنابراین کارکرد تنظیمگری سازمان در بعد زمانی و فصلی با محدودیت جدی روبهرو است.
سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران در تنظیم بازار، بیش از آنکه قیمتساز باشد، نقش تثبیتکننده ایفا میکند که اثرش بر روان بازار و انتظارات خریداران و نه صرفاً بر اعداد میباشد. حضور دائمی این شبکه در محلات، به مصرفکننده این اطمینان را میدهد که گزینهای ارزانتر از خردهفروشی محلی در دسترس دارد و همین اطمینان، قدرت چانهزنی خریدار را در برابر فروشندگان محلی تقویت میکند.
سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران با ایجاد یک مرجع قیمتی پایینتر از سطح شهر و با پوشش جغرافیایی گسترده، فشار تورمی را بر سبد خرید خانوارها کاهش میدهد و بهطور غیرمستقیم، سقفی نامرئی برای قیمتهای خردهفروشی در محلات تعیین میکند. اما اثربخشی نهایی آن به دو عامل بیرونی گره خورده است: وضعیت عرضه در میدان مرکزی و توان سازمان در ذخیرهسازی و مداخله بهموقع. تا زمانی که این دو مؤلفه در کنترل سازمان باشند، نقش تنظیمگری میادین، تثبیتکننده و کنترلکننده خواهد بود؛ یعنی مانع انفجار قیمتها در سطح شهر میشود و توان معکوس کردن روندهای تورمی ناشی از عوامل ساختاری را دارد.




