اسلایدجهاد کشاورزییادداشت ویژه

حفاظت از خاک به عنوان یک ضرورت زیستی

شناسایی کانون‌های فرسایش خاک و تدوین برنامه عملیاتی برای آن‌ها، در ظاهر یک اقدام فنی و مقطعی به نظر می‌رسد اما در واقع نقطه تلاقی دو ضرورت راهبردی صیانت از منابع پایه تولید و پیشگیری از فروپاشی تدریجی امنیت غذایی است. خاک برخلاف آب و هوا، کالایی است که تشکیل هر سانتی‌متر از آن قرن‌ها زمان می‌برد، در حالی که فرسایش می‌تواند آن را در چند فصل از بین ببرد. از این منظر شناسایی کانون‌های فرسایش نه یک مطالعه تشخیصی صرف و بلکه نخستین گام در نوعی «پدافند غیرعامل زیستی» است که بدون آن، هر برنامه توسعه کشاورزی بر شنی روان بنا خواهد شد.

واقعیت آماری کشور نشان می‌دهد که فرسایش در ایران نه یک استثنا در نقاطی محدود بلکه الگویی فراگیر است که هم اراضی کشاورزی و هم مراتع و جنگل‌ها را در بر می‌گیرد. در چنین شرایطی هرگونه برنامه‌ریزی برای افزایش تولید کشاورزی بدون توقف فرسایش، به معنای مصرف سرمایه طبیعی به جای بهره‌گیری از بازده آن است.

شناسایی کانون‌ها به خودی خود ارزش عملیاتی ندارد، مگر آنکه به تدوین برنامه‌ای متمایز برای هر کانون منتهی شود. این الزام قانونی پاسخی به تجربه‌ای است که در آن برنامه‌های یکسان‌سازی‌ شده برای همه مناطق، به دلیل تفاوت چشمگیر عوامل فرساینده، ناکارآمد می‌مانند.

از منظر اولویت‌گذاری راهبردی، تخصیص منابع به کانون‌ها باید بر اساس دو معیار هم‌زمان شدت فرسایش و میزان آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی و سکونتگاه‌ها انجام شود. کانون‌های فرسایش بادی که شهرها، راه‌های ارتباطی و اراضی کشاورزی را تهدید می‌کنند، حتی اگر مساحت کمتری داشته باشند، از نظر هزینه‌ای که به اقتصاد ملی تحمیل می‌کنند در اولویت بالاتری قرار می‌گیرند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که تنها در استان سمنان، کانون‌های بحرانی فرسایش بادی سالانه صدها میلیارد ریال به زیرساخت‌ها خسارت می‌زنند. این ارقام گویای آن است که تأخیر در مهار کانون‌ها، به معنای انتقال هزینه از بودجه حفاظت خاک به بودجه بازسازی خسارت‌ها است؛ انتقالی که به دلیل ماهیت غیرقابل جبران فرسایش، هرگز کامل نخواهد بود.

بخش قابل توجهی از کانون‌های بحرانی در اراضی کشاورزی رها شده، محدوده معادن و مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار دارد؛ به این معنا که حفاظت از خاک کشور بدون هماهنگی فرابخشی و تعیین مسئولیت دقیق هر دستگاه، حتی با وجود برنامه عملیاتی مدون، پیش نخواهد رفت.

اولویت حفاظت از منابع خاک را نمی‌توان تنها با شناسایی کانون‌ها یا تدوین اسناد برنامه‌ای محقق کرد. آنچه این چرخه را کامل می‌کند، پیوند دادن شناسایی به بودجه پایدار، مسئولیت نهادی مشخص و نظام پایشی است که پیشرفت یا انحراف از برنامه را در فواصل زمانی کوتاه آشکار کند. خاک ایران در وضعیتی قرار دارد که دیگر ظرفیت آزمون‌وخطا را ندارد و هر سال تأخیر در مهار کانون‌های فرسایش، معادل از دست رفتن بخشی از سرمایه‌ای است که بازسازی آن نه در مقیاس برنامه‌های پنج‌ ساله، بلکه در مقیاس تاریخی ممکن است. اولویت حفاظت از خاک، پیش از آنکه یک انتخاب سیاسی یا اداری باشد، یک ضرورت زیستی است که دیر یا زود خود را بر همه انتخاب‌های دیگر تحمیل خواهد کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا