
نقش مؤثرسازمان میادین و ترهبار در تنظیم بازار
وقتی از تنظیم بازار سخن به میان میآید، ذهن بسیاری به سمت نرخگذاری دستوری یا برخوردهای سلبی با گرانفروشی میرود. اما در عمل، تنظیمگری پایدار و مؤثر، ریشه در ساختار توزیع دارد، نه اعلامیههای قیمتی. اینجا دقیقاً نقطه تمایز سازمان میادین و ترهبار از دیگر نهادهای نظارتی است. این سازمان با جایگیری در میانه زنجیره تأمین، نه یک ناظر بیرونی که یک بازیگر درونبازاری محسوب میشود که با منطق اقتصادی، نه صرفاً با دستور اداری، تعادل را به کالبد بازار بازمیگرداند.
نخستین و بنیادیترین نقش تنظیمی این سازمان، شکستن انحصار چند واسطهای است. در ساختار سنتی توزیع میوه و سبزیجات، محصول از باغ تا سفره دستکم از چهار یا پنج حلقه واسطه عبور میکند؛ هر حلقه سود خود را اضافه میکند، ریسک را به حلقه بعدی منتقل میسازد و در نهایت، قیمت نهایی به عددی میرسد که نهتنها مصرفکننده را آزرده که سهم تولیدکننده را نیز کاهش داده است. سازمان میادین با ورود بهعنوان خریدار مستقیم عمده از تولیدکنندگان، این زنجیره را به دو یا سه حلقه فروکاسته و بهطور طبیعی، فاصله قیمت مزرعه تا سفره را تا حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش میدهد. این کاهش قیمت، حاصل کارایی اقتصادی است، نه یارانه یا فشار دولتی؛ از این رو پایدارتر و قابل دفاعتر از مداخلات مقطعی است.
دومین لایه تنظیمی، کارکرد تثبیتکنندگی پیشبحران این سازمان است. بازار محصولات کشاورزی ذاتاً شکننده و متأثر از فصل، آبوهوا و حتی اخبار است. یک سرمازدگی ناگهانی یا یک شایعه درباره کمبود، میتواند در عرض چند ساعت قیمت یک محصول را دو برابر کند. سازمان میادین با استفاده از ظرفیت ذخیره راهبردی فصلی میتواند نوسانات فصلی را مهار کند. این کارکرد، مشابه نقش بانک مرکزی در بازار ارز است؛ یعنی با حضور در سمت تقاضا در زمان مازاد عرضه و حضور در سمت عرضه در زمان کمبود، از شکلگیری انتظارات تورمی و رفتارهای احتکاری جلوگیری میکند. این نوع تنظیم، واکنشی نیست، بلکه پیشدستانه و مبتنی بر شناخت چرخه طبیعی تولید است.
از سوی دیگر، نباید از تأثیر تنظیمی این سازمان بر دسترسی مناطق کمبرخوردار غافل شد. بازار آزاد، به دلیل منطق سودآوری، همواره به سمت مناطق پردرآمد و پرتردد گرایش دارد و حاشیهنشینها را با قیمتهای بالاتر و کیفیت پایینتر مواجه میکند. سازمان میادین با شبکه گسترده خود، میتواند این شکاف فضایی را پر کند و به نوعی عدالت توزیعی در سطح شهر جامه عمل بپوشاند. این کارکرد، صرفاً یک مأموریت رفاهی نیست، بلکه عاملی برای کاهش تنشهای اجتماعی ناشی از گرانی و دسترسیناپذیری است که خود، بستر ناپایداری بازار را فراهم میآورد.
در نهایت، تنظیم بازار توسط سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران یک اقدام مقطعی یا واکنش به التهاب نیست؛ بلکه فرایندی مستمر، چندلایه و مبتنی بر سه ستون است، کوتاهسازی زنجیره واسطهگری، مدیریت هوشمند ذخایر فصلی و ایجاد شفافیت قیمتی از طریق رقابتپذیری. آسیبپذیرترین نقطه این نظام، وابستگی آن به بودجه عمومی و تصمیمات سیاسی کوتاهمدت است. اگر این سازمان بهعنوان یک نهاد فنی و تخصصی دیده شود و نه ابزاری برای اهداف تبلیغاتی یا جبران کسری بودجه، میتواند به اصلیترین رکن غیرقابلجایگزینِ ثباتبخشی به سفره مردم تبدیل شود. در غیر این صورت، حذف تدریجی آن یا جانشینی با فروشگاههای زنجیرهای صرفاً سودمحور، شکاف قیمتی موجود را نهتنها پر نخواهد کرد، بلکه به نهادی بدل میشود که خود بخشی از مشکل چندواسطهگی است. تنظیم پایدار، نه در دستور که در ساختار توزیع معنا مییابد و سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران تنها نهادی است که این ساختار را از درون شکل میدهد.




