
ضرورت تجمیع اراضی کشاورزی در مسیر تأمین امنیت غذایی پایدار کشور
یکپارچهسازی و تجمیع اراضی کشاورزی در نگاه متداول، به عنوان یک اقدام فنی–مهندسی برای کاهش مرزهای مزاحم و افزایش سطح قطعات تلقی میشود؛ اما در ژرفای خود این پدیده بازتعریف بنیادین نظام بهرهبرداری کشاورزی را در بر دارد. بازتعریفی که ساختار تصمیمگیری و مدیریت در مزرعه را دگرگون میسازد، الگوی جریان هزینه و درآمد را در زنجیره تولید بازآرایی میکند و زمینه را برای ورود فناوریهای نوین و خدمات پشتیبان فراهم میآورد. ضرورت آن نه در کنار هم قرار گرفتن قطعات مجاور، بلکه در تغییر پارادایم بهرهبرداری از مدیریت قطعهمحور با منطق معیشتی به مدیریت مزرعهمحور با منطق بنگاهی نهفته است؛ تحولی که پیامدهای عمیقی برای بهرهوری، پایداری منابع و تابآوری اقتصادی کشاورزان به همراه دارد.
تکهتکه شدن اراضی تنها یک مسأله نقشهبرداری به نظر میرسد، اما در عمل هزینههای پنهانی را تحمیل میکند که تجمیع، بهطور مستقیم آنها را هدف میگیرد. کشاورزی که قطعاتش در نقاط دور از هم پراکنده است، ناچار میشود زمان و سوخت زیادی را برای جابهجایی ادوات، نیروی کار و نهادهها میان چند قطعه غیرمجاور صرف کند. هزینهای که در محاسبات سنتی نادیده گرفته میشود، اما در مقیاس یک منطقه کشاورزی، معادل اتلاف ساعتها کار مفید و افزایش چشمگیر مصرف سوخت است که بهطور مستقیم به قیمت تمام شده محصول فشار میآورد. از سوی دیگر وجود مرزهای غیرضروری مانند نهرها، جویهای خاکی و دیوارههای کوتاه، نه تنها سطح زیر کشت مؤثر را کاهش میدهد، بلکه مدیریت آبیاری را بهشدت پیچیده میسازد؛ زیرا هر قطعه نیازمند زمان و آب جداگانه برای آبیاری است و نفوذ آب از مرزهای ناپایدار، هدررفت پنهان را چند برابر میکند. همچنین در نظام سنتی، هر کشاورز بر اساس تشخیص شخصی، زمان کاشت، داشت و برداشت را تعیین میکند و این ناهماهنگی زمانی، استفاده جمعی از ادوات گرانقیمت مانند کمباین و تراکتور را با دشواری مواجه ساخته و سبب میشود که بسیاری از خدمات مکانیزاسیون، یا بهصرفه نباشند یا با تأخیر انجام شوند.
در بعد زیستمحیطی ضرورت یکپارچهسازی ریشه در مدیریت جامع منابع دارد. در یک مزرعه یکپارچه، امکان طراحی سیستم زهکشی واحد، آبیاری قطرهای یا بارانی با شبکه مشترک و اجرای برنامههای اصلاح خاک در کل سطح وجود دارد؛ در حالی که در قطعات پراکنده، هر کشاورز به تشخیص خود عمل میکند و نتیجه، ناهماهنگی در برداشت آب از منابع مشترک، شوری موضعی در برخی قطعات و تخریب ساختمان خاک در قطعات دیگر است که در نهایت کل منطقه را با افت سطح آبهای زیرزمینی و کاهش باروری مواجه میسازد. بهعلاوه ادوات کشاورزی در مزرعه یکپارچه، مسیرهای کوتاهتر و منظمتری را طی میکنند و مصرف سوخت به ازای هر هکتار کاهش مییابد. همزمان نیز امکان استفاده از سامانههای دقیق مانند سمپاشی متغیر بر اساس نقشه علفهای هرز فراهم میشود که مصرف نهادهها را بهینه میسازد. این کاهش مصرف نهاده افزون بر صرفه اقتصادی، فشار بر محیطزیست را نیز کاهش میدهد. البته یکپارچهسازی بهخودیخود، پایداری را تضمین نمیکند، اما شرط لازم برای اعمال مدیریت پایدار است؛ زیرا در ساختار قطعات خرد، حتی امکان اجرای مدیریت یکپارچه و علمی نیز وجود ندارد.
شایان ذکر است اجرای طرح تجمیع و یکپارچهسازی اراضی کشاورزی توسط وزارت جهاد کشاورزی در دولت چهاردهم ۶.۵ برابر نسبت به همه سالهای ماقبل آن رشد داشته است. طبق آمار در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۲ هزار هکتار و در سال گذشته ۱۸ هزار هکتار طرح تجمیع و یکپارچهسازی اراضی کشاورزی در کشور اجرا شد.
یکپارچهسازی اراضی کشاورزی یکی از مهمترین راهکارهای افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای تولید، توسعه مکانیزاسیون و ارتقای امنیت غذایی کشور به شمار میرود و سازمان امور اراضی کشور با همکاری دستگاههای عضو کارگروه، اجرای این برنامه را با جدیت دنبال خواهد کرد.



