اسلایدجهاد کشاورزییادداشت ویژه

لزوم هم‌افزایی آب، خاک و ترویج در چارچوب امنیت غذایی کشور

امنیت غذایی، در تعریف نوین آن، تنها به دسترسی فیزیکی به غذا محدود نمی‌شود؛ بلکه چهار رکن دسترسی، فراهمی، بهره‌گیری و پایداری را در بر می‌گیرد. در این میان، آب و خاک به‌عنوان دو سرمایه‌ی طبیعی بی‌جانشین، ستون‌های مادی تولید غذا هستند، اما آنچه این دو ستون را به سازه‌ای پایدار تبدیل می‌کند، سیستم ترویج است. هم‌افزایی این سه عنصر، نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت سیستمی است؛ زیرا هرگونه اختلال در حلقه پیوند آن‌ها، امنیت غذایی را از مساله‌ای فنی به بحرانی اجتماعی–سیاسی تبدیل می‌کند.

نگاه سنتی به آب و خاک، اغلب مبتنی بر مدیریت بخشی و مجزا است. افزایش بهره‌وری آب از طریق آبیاری تحت فشار، یا اصلاح خاک با کودهای شیمیایی. اما این رویکرد، از یک حقیقت بنیادین غافل می‌ماند؛ سلامت خاک، ظرفیت نگهداشت آب را تعیین می‌کند و کیفیت آب، ساختار شیمیایی و زیستی خاک را بازتعریف می‌نماید. برای نمونه، سامانه‌های آبیاری نوین بدون توجه به ماده آلی خاک، نه تنها بازدهی را افزایش نمی‌دهند، بلکه شوری ثانویه را تسریع می‌کنند. اینجا، نقش ترویج، نه انتقال دستورالعمل، بلکه تسهیل‌گری درک سیستم است؛ نقشی که در عمل، مغفول می‌ماند و به شکاف میان تحقیقات آب-خاک و اقدامات مزرعه‌ای دامن می‌زند. هم‌افزایی زمانی محقق می‌شود که ترویج از جایگاه آموزش‌دهنده یک‌سویه خارج شده و به کاتالیزگر تطبیق‌پذیری محلی بدل گردد.

در غیاب این هم‌افزایی، امنیت غذایی به دو آسیب‌پذیری مزمن دچار می‌شود. نخست، افزایش هزینه تولید به دلیل مصرف بی‌رویه آب و کود برای جبران کیفیت رو به زوال خاک که این امر، غذای تولیدی را برای قشر کم‌درآمد، غیرقابل‌دسترس می‌سازد. دوم، بحران معیشت‌روستایی؛ زیرا کشاورزی که نتواند بینش سیستمی نسبت به آب و خاک پیدا کند، در مواجهه با نوسان‌های اقلیمی، نخستین قربانی کاهش بهره‌وری خواهد بود. به عبارت دیگر هم‌افزایی آب و خاک از طریق ترویج، نه یک راهکار فنی، بلکه یک سازوکار عدالت‌محور است که شکاف عملکردی میان کشاورزان بزرگ‌مالک و خرده‌مالک را کاهش می‌دهد؛ چراکه دانش تطبیقی، تا حد زیادی جایگزین سرمایه فیزیکی سنگین می‌شود.

این حکمرانی هم‌افزا، در نهایت به امنیت غذایی مقاوم منجر می‌شود؛ امنیتی که نه با ذخیره‌سازی انبوه غلات، بلکه با افزایش قدرت تطبیق‌پذیری سامانه تولید در مواجهه با شوک‌ها حاصل می‌آید. در این معادله، آب و خاک، زیرساخت‌های مادی و ترویج، عصب هوشمند این زیرساخت‌ها است و تا زمانی که این عصب به درستی سیگنال‌های دو سویه را منتقل نکند، هرگونه سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی، همچون تزریق خون به بدنی خواهد بود که سیستم عصبی آن از کار افتاده است.

طرح‌هایی در بخش‌های مختلف، از جمله زراعت، باغبانی، آب و خاک و سایر حوزه‌ها، به‌صورت سازه‌ای، عملیاتی و فیزیکی در سراسر کشور در حال اجرا است؛ اما آنچه باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد، نحوه استفاده صحیح و افزایش بهره‌وری از این طرح‌ها است که در این خصوص وزارت جهاد کشاورزی و همچنین سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کنند.

هم‌افزایی آب، خاک و ترویج نه یک اقدام پروژه‌ای، بلکه یک پارادایم نهادی–شناختی است که نیازمند بازتعریف نقش ترویج از مروج به تسهیل‌گر سیستم‌های پیچیده و بازتعریف امنیت غذایی از کمیت محصول به کیفیت رابطه انسان با سرزمین می‌باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا