
لزوم توسعه کشاورزی دانشبنیان در کشور
گذار از کشاورزی سنتی به کشاورزی دانشبنیان، دیگر یک انتخاب راهبردی نیست بلکه پاسخی اجتنابناپذیر به شبکهای از چالشهای درهم تنیده است. رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آب و خاک و ناامنی غذایی، همگی معمای پیچیدهای را شکل میدهند که راهحل آن در بهرهگیری هوشمندانه از دانش، داده و فناوری نهفته است. این گذار نه فقط به معنای مکانیزهسازی یا استفاده از ابزارهای نوین، که بازتعریف کامل رابطه انسان با فرآیند تولید غذا است. کشاورزی دانشبنیان، کشاورزی بهمثابه یک اکوسیستم یادگیرنده را مطرح میکند که در آن هر تصمیم مبتنی بر تحلیل دادهها، پیشبینیهای هوشمند و درکی سیستمی از تعاملات پیچیده اکولوژیک و اقتصادی است.
موازی با این تحول در نواحی روستایی، مفهوم شهرهای مولد کشاورزی در حال شکلگیری است؛ رویکردی که شهر را نه یک مصرفکننده صرف بلکه بخشی از سیستم تولید غذا تعریف میکند. این شهرها با تلفیق کشاورزی شهری و حومهای در بافت برنامهریزی شهری، به دنبال کوتاهسازی زنجیرههای تأمین، افزایش تابآوری در برابر شوکهای خارجی، و بازتعریف رابطه اکولوژیک شهر با طبیعت اطراف هستند. این ایده، فراتر از ایجاد فضاهای سبز صرف، به دنبال خلق مناظر چند منظوره شهری است که کارکردهایی نظیر تأمین امنیت غذایی، ایجاد معیشت پایدار، مدیریت پسماند، تعدیل اقلیم و انسجام اجتماعی را توأمان ایفا کنند. نوآوریهای تکنولوژیک مانند کشتهای عمودی و هیدروپونیک، در این مسیر نقش کلیدی دارند، اما پژوهشها تأکید میکنند که مقیاسپذیری واقعی این کشاورزی شهری، بیش از آنکه به فناوریهای پیچیده وابسته باشد، به عواملی مانند دسترسی به زمین، امنیت مالکیت و مهمتر از همه، در دسترس بودن نیروی کار و تمایل به مشارکت گره خورده است. به بیان دیگر، مولد بودن یک شهر با آمادگی شهروندانش برای پذیرش نقش جدید بهعنوان کشاورز شهری معنا پیدا میکند.
پیوند این دو مفهوم یعنی کشاورزی دانشبنیان و شهرهای مولد، در قالب مدارس مزرعهای شهری یا زیستبومهای نوآوری گشوده متجلی میشود. این زیستبومها که بهعنوان مراکز همآفرینی دانش عمل میکنند، بستری فراهم میآورند تا کشاورزان، پژوهشگران، سیاستگذاران و شهروندان در کنار هم راهحلهای متناسب با شرایط محلی را آزمایش و بهبود بخشند.
در این راستا تفاهمنامه همکاری مشترک میان موسسه جهاد توسعه به نمایندگی از وزارت جهاد کشاورزی و سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی کشور، با هدف توسعه کشاورزی دانشبنیان، ارتقای بهرهوری و گسترش همکاریهای فنی و اقتصادی در بخش کشاورزی، در تیرماه ۱۴۰۵ به امضا رسید. براساس این تفاهمنامه، طرفین در زمینه اجرای طرحهای دانشبنیان و تحولآفرین، توسعه شهرهای مولد کشاورزی، توسعه صادرات محصولات و خدمات کشاورزی، تقویت زنجیرههای ارزش، کشاورزی قراردادی، بهرهوری آب و انرژی، توسعه صنایع تبدیلی و اجرای طرحهای فرامرزی همکاری خواهند کرد.
اهمیت توسعه کشاورزی دانشبنیان و شهرهای مولد، در همافزایی آنها برای حل بحرانهای عصر حاضر نهفته است. از یک سو دانش، ابزار مقابله با محدودیتهای طبیعی و افزایش بهرهوری را در اختیار کشاورز میگذارد و از سوی دیگر شهر با بازتعریف نقش خود بهعنوان یک اکوسیستم تولیدی، تقاضا برای محصولات متنوع و ایمن را ایجاد کرده و بستری برای بازاریابی و اتصال تولیدکننده به مصرفکننده فراهم میآورد. این دو جریان بهمثابه دو لبه یک قیچی، میتوانند شبکههای غذایی منطقهای مقاوم و پویا را شکل دهند. شبکههایی که از اتکای صرف به زنجیرههای جهانی شکننده فاصله گرفته و بر سرمایههای انسانی، طبیعی و دانشی جامعه محلی تکیه دارند. تحقق این چشمانداز، مستلزم گذار از نگاه بخشی به کشاورزی و شهر، به سوی نگاهی سیستمی و راهبردی است که در آن سرمایهگذاری بر دانش، فناوری و حکمرانی مشارکتی، نه یک هزینه که بنمایه اصلی توسعهای تابآور و پایدار محسوب شود.




