
ضرورت افزایش عملیات آبخیزداری و آبخوانداری در کشور
در شرایط کنونی ایران که با کاهش شدید بارشهای مؤثر، افت سطح آبهای زیرزمینی، فرونشست زمین در بسیاری از دشتها و افزایش بیابانزایی روبهرو میباشیم هرگونه بحث درباره تأمین آب پایدار بدون اشاره به عملیات آبخیزداری و آبخوانداری ناقص خواهد بود. این دو مقوله که گاه به اشتباه یکی گرفته میشوند در واقع دو رکن جدا نشدنی از یک راهبرد جامع مدیریت منابع آب در مقیاس حوضه آبریز هستند. آبخیزداری عمدتاً به مجموعه اقداماتی گفته میشود که در قسمتهای بالادست حوضه انجام میگیرد تا روانآب سطحی کنترل شده، فرسایش خاک کاهش یابد و نفوذ آب به سفرههای زیرزمینی افزایش پیدا کند. آبخوانداری اما در بخش میانی و پاییندست حوضه، بر مدیریت ورودی و خروجی از سفرههای آب زیرزمینی و نیز تغذیه مصنوعی آنها متمرکز است.
اهمیت این دو عملیات از آنجا ناشی میشود که رویکرد متداول در کشور طی دهههای اخیر یعنی سدسازی گسترده و انتقال آب بینحوضهای، هرچند توانسته بخشی از نیاز فوری به آب را تأمین کند اما به بهای برهم زدن تعادل طبیعی حوضهها و کاهش شدید تغذیه سفرهها تمام شده است. سدها با قطع رسوبات و مهار سیلابهای کوچک و متوسط عملاً جریانهای طبیعی را که میتوانستند در طول مسیر به سفرهها نفوذ دهند، حذف کردهاند. نتیجه این سیاست خشک شدن قنوات، چاههای سنتی و چشمهها در پاییندست سدها بوده است. در مقابل عملیات آبخیزداری با روشهای کمهزینه و پراکنده مانند احداث بندهای کوچک گابیونی، پخش سیلاب، بوتهکاری و ایجاد تراسهای زراعی، اجازه میدهد آب به جای خروج سریع از حوضه، زمان بیشتری در خاک بماند و به سفرهها نفوذ کند.
لزوم اجرای گسترده آبخیزداری و آبخوانداری در ایران را از سه زاویه میتوان تحلیل کرد: نخست، اقلیم خشک و نیمهخشک کشور که بارندگیهای آن عمدتاً کوتاه مدت و سیلابی است. در چنین اقلیمی، اگر روان آب مهار نشود ظرف چند ساعت از حوضه خارج میشود و تنها خسارت به جای میگذارد اما با سازههای مناسب میتوان همین سیلابها را به تغذیه سفره تبدیل کرد. دوم، کاهش شدید سطح آبهای زیرزمینی به دلیل حفر بیرویه چاههای عمیق. در بسیاری از دشتها، کسری مخزن سالانه بین ۵۰ تا ۸۰ سانتیمتر است و تنها راه جبران این کسری، تغذیه مصنوعی از طریق پخش سیلاب و احداث حوضچههای نفوذ است. سوم، مسئله فرونشست زمین که به ویژه در دشت تهران، اصفهان، کرمان و مشهد به یک بحران ژئوتکنیکی تبدیل شده است. عملیات آبخوانداری با بازتغذیه سفرهها، تنها راه کاهش سرعت فرونشست و جلوگیری از تخریب زیرساختها و ابنیه تاریخی محسوب میشود.
وزارت جهاد کشاورزی در حوزه آبخیزداری و آبخوانداری، نقش محوری در اجرای عملیاتهای فنی و بیولوژیک در اراضی ملی و کشاورزی دارد. این وزارتخانه از طریق سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، مجری اصلی پروژهها است. همچنین با ارائه مشوقها و تسهیلات به کشاورزان و دامداران برای تغییر الگوی کشت و جلوگیری از چرای بیرویه مراتع، به کاهش فرسایش خاک و افزایش نفوذپذیری کمک میکند و از طریق سیستم ترویج و آموزش کشاورزی، آگاهی بهرهبرداران محلی را در مورد ضرورت حفظ پوشش گیاهی و احیای قنوات و چشمهها افزایش میدهد.گزارشها حاکی از آن است که با هدف مدیریت منابع آب و مقابله با فرسایش خاک، در سال گذشته ۵۷۰ هزار هکتار عملیات آبخیزداری و آبخوانداری در نقاط مختلف کشور اجرایی شده است.
آبخیزداری و آبخوانداری ذاتاً میانبخشی و میاندستگاهی هستند. یک حوضه آبریز از ارتفاعات جنگلی تا دشتهای کشاورزی و شهرها امتداد دارد و هر یک از این بخشها زیر نظر سازمانی متفاوت قرار دارد. موفقیت در این حوزه نیازمند ایجاد نهادهای حوضهای با اختیارات واقعی و مشارکت جوامع محلی است. همچنین، بسیاری از عملیات آبخیزداری مانند بندهای گابیونی یا پخش سیلاب، ساده و قابل اجرا توسط روستاییان است، اما به دلیل نبود آموزش و سرمایه اولیه، اجرا نمیشوند. در نهایت، تغییر نگاه از مدیریت عرضه یعنی ساختن تأسیسات جدید برای آوردن آب به مدیریت تقاضا و تغذیه حوضه یعنی حفظ و احیای منابع موجود از طریق آبخیزداری یک تحول فرهنگی و نهادی میطلبد که بدون پشتیبانی رسانهای و حمایت قوه مقننه و مجریه امکانپذیر نیست. در غیر این صورت، با خشک شدن هر چه بیشتر سفرهها و افزایش ریزگردها و فرونشست، هزینههای جبرانناپذیری بر کشور تحمیل خواهد شد.



