
نقش مؤثرو لزوم حفاظت از ذخایر آبزیان و صید پایدار
حفاظت از ذخایر آبزیان و صید پایدار، دیگر یک انتخاب اخلاقی یا زیست محیطی لوکس نیست بلکه یک ضرورت راهبردی برای تأمین امنیت غذایی، حفظ معیشت میلیونها نفر و بقای اکوسیستمهای آبی در برابر بحرانهای فزاینده است. آبهای داخلی و دریایی ایران از دریای خزر در شمال تا خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، همواره یکی از مهمترین منابع تأمین پروتئین سفید برای سفره مردم و اشتغال برای جوامع ساحلی بوده است. اما شواهد علمی و آماری نشان میدهد که بسیاری از گونههای کلیدی تجاری مانند ماهی کیلکا در خزر، ماهی سنگسر و شوریده در خلیج فارس و ماهی سفید در آبهای داخلی، با کاهش شدید جمعیت و در برخی موارد خطر فرسایش ذخایر مواجه هستند. این وضعیت نتیجه یک دهه رفتار صید بیرویه، صید غیرمجاز، تخریب زیستگاههای تخمریزی و اثرات نامطلوب تغییر اقلیم و آلودگیها است.
ماهی و میگو یکی از سالمترین و کاملترین منابع پروتئین حیوانی هستند که اسیدهای چرب غیراشباع امگا-۳، ید، ویتامین D و کلسیم بالایی دارند. در جوامع ساحلی و روستایی، آبزیان گاهی تنها منبع پروتئین حیوانی مقرونبهصرفه محسوب میشوند. کاهش ذخایر به معنای حذف تدریجی این منبع غذایی از سفره اقشار کمدرآمد و افزایش وابستگی به گوشت قرمز وارداتی یا پر هزینه است. صنعت صید و صیادی در ایران به طور مستقیم و غیرمستقیم، در زنجیره فرآوری، بستهبندی، حمل و نقل و بازاریابی اشتغال ایجاد کرده است. اگر ذخایر آبزیان فرو بریزد، کل این شبکه انسانی بدون منبع درآمد و جایگزین میماند که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی سنگینی در پی خواهد داشت.
آبزیان تنها منبع غذا نیستند، بلکه حلقههای حیاتی زنجیره غذایی دریایی را تشکیل میدهند. صید بیرویه یک گونه شکارچی رأس هرم میتواند باعث انفجار جمعیت گونههای طعمه و در نتیجه تخریب مراتع دریایی، مرجانها و بسترهای علفی شود. برعکس، صید بیرویه گونههای طعمه موجب گرسنگی و کوچ شکارچیان بزرگتر خواهد شد. ذخایر سالم آبزیان توانایی تطابق بیشتری با گرمشدن آب دریاها، اسیدی شدن اقیانوسها و شوریزایی دارند. اما ذخایری که از قبل به واسطه صید مفرط ضعیف و پیر شدهاند، در برابر یک تنش اقلیمی کوچک به سرعت فرو میریزند. بنابراین حفاظت از ذخایر نه یک اقدام حفاظتی صرف، بلکه یک سرمایهگذاری برای تابآوری آینده است.
مفهوم صید پایدار دقیقاً در نقطه تقابل با صید بیرویه و صید مخرب تعریف میشود. صید پایدار یعنی حداکثر میزان صیدی که بدون کاهش توانایی جمعیت برای بازسازی خود، قابل برداشت است. چالشهای اصلی در مسیر صید پایدار در ایران عبارتند از: گسترش صید غیرمجاز با موتورهای پرقدرت و تورهای ممنوعه، نبود آمار دقیق از میزان صید واقعی، ضربالاجل بودن مجوزهای صید که صیادان را به حداکثر صید در کمترین زمان تشویق میکند و نبود جایگزین شغلی برای صیادانی که باید دوران بازسازی ذخایر را تحمل کنند. علاوه بر این آلودگی دریاها به فاضلاب شهری و صنعتی و ورود رسوبات ناشی از فرسایش خاک به رودخانهها و تالابها، زیستگاههای تخمریزی را تخریب کرده و نرخ بازسازی طبیعی جمعیت را حتی در صورت توقف کامل صید کاهش داده است.
طبق آمار، سالانه بین ۱۱ تا ۲۶ میلیون تن آبزی به ارزش تقریبی ۱۰ تا ۲۳ میلیارد دلار بهصورت غیرقانونی صید میشود؛ پدیدهای که علاوه بر خسارتهای اقتصادی، تهدیدی جدی برای تنوع زیستی دریایی، امنیت غذایی و معیشت جوامع ساحلی محسوب میشود.
حفاظت از ذخایر آبزیان و صید پایدار را نمیتوان تنها وظیفه سازمان شیلات و یگان حفاظت منابع آبزیان دانست. این مسئله مستلزم عزم ملی، آگاهی مصرفکنندگان، آموزش نسل جدید، هماهنگی قوه قضائیه برای برخورد قاطع با صید غیرمجاز و نیز دیپلماسی منطقهای برای مدیریت ذخایر مشترک دریایی است.




