اسلایدیادداشت ویژه

از خودکفایی تا واردات؛ فاصله‌ای به نام بی‌اعتمادی

وقتی گندمکار انگیزه فروش ندارد، امنیت غذایی در معرض خطر قرار می‌گیرد.

این روزها بار دیگر گندم، گندمکار و قیمت خرید تضمینی به یکی از مهم‌ترین موضوعات کشور تبدیل شده است. موضوعی که فراتر از یک محصول کشاورزی، مستقیماً با امنیت غذایی، استقلال اقتصادی و آرامش اجتماعی جامعه ارتباط دارد.

بر اساس برآوردهای موجود، تولید گندم کشور در سال زراعی جاری می‌تواند به حدود ۱۴ میلیون تن برسد. رقمی که در صورت تحقق، نه تنها نیاز مصرفی کشور را که حدود ۱۲ میلیون تن برآورد می‌شود پوشش خواهد داد، بلکه امکان ایجاد ذخایر راهبردی و حتی مازاد تولید را نیز فراهم می‌کند.

این موفقیت، حاصل تلاش کشاورزانی است که در سال‌های اخیر با خشکسالی‌های متوالی، افزایش شدید هزینه‌های تولید، رشد قیمت نهاده‌ها، کمبود نقدینگی و نوسانات اقتصادی دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. اما پرسش مهم اینجاست:

اگر تولید مناسب است، چرا میزان تحویل گندم به مراکز خرید دولتی کاهش یافته است؟

اظهارات اخیر رئیس بنیاد ملی گندمکاران مبنی بر کاهش حدود ۲۰ درصدی تحویل گندم به سیلوهای دولتی نسبت به سال گذشته، زنگ خطری جدی برای سیاست‌گذاران کشور محسوب می‌شود.

واقعیت آن است که کشاورز پیش از آنکه تولیدکننده باشد، یک تصمیم‌گیر اقتصادی است.
هنگامی که فاصله میان قیمت خرید تضمینی و هزینه واقعی تولید افزایش پیدا می‌کند، بازار به‌طور طبیعی مسیرهای دیگری را پیش روی محصول قرار می‌دهد.

امروز در بسیاری از مناطق کشور، قیمت نهاده‌های دامی به گونه‌ای است که مصرف گندم در خوراک دام و طیور برای برخی بهره‌برداران و واسطه‌ها توجیه اقتصادی پیدا کرده است. از سوی دیگر، تأخیر در پرداخت مطالبات، کاهش قدرت خرید کشاورزان و نگرانی از آینده، انگیزه تحویل محصول به دولت را کاهش می‌دهد.

در چنین شرایطی، مسئله فقط خرید چند میلیون تن گندم نیست؛
مسئله اصلی حفظ اعتماد میان دولت و تولیدکننده است.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده هر زمان کشاورز احساس کرده تصمیمات اقتصادی بدون توجه به واقعیت‌های مزرعه اتخاذ می‌شود، بخشی از سرمایه اجتماعی و اعتماد تولیدکنندگان از بین رفته است.
بازسازی این اعتماد نیز به‌مراتب دشوارتر از تأمین چند میلیون تن گندم از بازارهای جهانی خواهد بود.

نباید فراموش کنیم که خودکفایی یک دستاورد دائمی نیست. خودکفایی زمانی پایدار می‌ماند که تولیدکننده نسبت به آینده امیدوار باشد، سود منطقی کسب کند و اطمینان داشته باشد که سیاست‌های حمایتی بر مبنای واقعیت‌های تولید طراحی شده‌اند.

اگر امروز هشدارهای فعالان بخش کشاورزی، تشکل‌های صنفی و کارشناسان مستقل نادیده گرفته شود، ممکن است فردا برای جبران کاهش تولید، ناچار به وارداتی شویم که هزینه آن چندین برابر حمایت عادلانه از تولیدکننده داخلی خواهد بود.

امنیت غذایی از مزرعه آغاز می‌شود، نه از سیلو و نه از بندر.

تا زمانی که گندمکار ایرانی احساس کند حاصل زحماتش با عدالت و منطق اقتصادی ارزیابی می‌شود، تولید ادامه خواهد داشت و کشور از نعمت خودکفایی بهره‌مند خواهد بود.

اما اگر فاصله میان هزینه تولید، قیمت بازار و سیاست‌های حمایتی هر روز بیشتر شود، کاهش تحویل گندم به مراکز دولتی تنها یک آمار نخواهد بود؛ بلکه نشانه‌ای از آغاز یک روند نگران‌کننده خواهد بود.

امروز بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم:

آیا می‌خواهیم هزینه حمایت از تولید داخلی را امروز بپردازیم، یا هزینه وابستگی غذایی را فردا؟

پاسخ این پرسش، مسیر آینده امنیت غذایی ایران را تعیین خواهد کرد.

 

یادداشت تحلیلی راهبردی
عباس سروش

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا