اسلایدجهاد کشاورزییادداشت ویژه

دستیابی به ارتقاء بهره‌وری آب با اجرای دقیق الگوی کشت و توسعه مزارع هوشمند

در شرایطی که منابع آبی تجدیدپذیر ایران روزبه‌روز کاهش می‌یابند و تنش آبی به بحران فراگیر بدل شده است، دیگر هیچ یک از راهکارهای جزیره‌ای به تنهایی قادر به حل مسئله بهره‌وری آب در کشاورزی نیستند. آنچه می‌تواند گره از این معضل بگشاید، هم‌افزایی میان سه محور اساسی است: ارتقای بهره‌وری آب، اجرای دقیق الگوی کشت و توسعه مزارع هوشمند. این سه عنصر نه موازی، بلکه درهم تنیده و تقویت‌کننده یکدیگر عمل می‌کنند و حذف هر یک، زنجیره اثربخشی دو عنصر دیگر را نیز از کار می‌اندازد.

ارتقاء بهره‌وری آب در کشاورزی تنها زمانی معنادار می‌شود که بدانیم هر قطره آب باید به سمت کشت محصولی هدایت شود که بیشترین ارزش اقتصادی، سازگاری اقلیمی و ضرورت امنیت غذایی را دارد. در غیر این صورت، صرفه‌جویی در آب از طریق آبیاری تحت فشار یا روش‌های نوین اگر صرف توسعه سطح زیر کشت محصولات آب‌بَر و کم‌بازده شود، نه تنها بهره‌وری را افزایش نداده بلکه ممکن است فشار کل بر منابع آب را حتی بیشتر کند. اینجا است که الگوی کشت به مثابه مغز تصمیم‌گیرنده عمل می‌کند: مشخص می‌کند در هر منطقه چه محصولی و با چه سطحی کشت شود. اما الگوی کشت بدون ابزارهای هوشمند برای پایش، اجرا و انطباق پویا نیز تقریباً غیرممکن است.

مزارع هوشمند، حلقه گمشده اتصال بهره‌وری آب و الگوی کشت هستند. سنسورهای رطوبت خاک، ایستگاه‌های هواشناسی محلی، سامانه‌های آبیاری قطره‌ای هوشمند و تصاویر ماهواره‌ای می‌توانند به صورت لحظه‌ای نیاز آبی گیاه را محاسبه کرده و آبیاری را با دقت میلی‌متری تنظیم کنند. اما مزیت واقعی هوشمندسازی فراتر از صرفه‌جویی آب است؛ مزارع هوشمند می‌توانند داده‌های دقیق از عملکرد هر محصول در هر قطعه زمین، میزان آب مصرفی واقعی و بازده اقتصادی آن را به سامانه‌های مرکزی الگوی کشت ارسال کنند. این داده‌ها به نوبه خود امکان به‌روزرسانی سالانه الگوی کشت را بر اساس شواهد میدانی و نه بر اساس تخمین‌های از پیش تعیین شده فراهم می‌آورند. یعنی الگوی کشت دیگر یک نقشه ایستا و دستوری نیست، بلکه یک راهنمای تطبیقی و یادگیرنده می‌شود.

در این مثلث هم‌افزا، دولت و نظام‌های اجرایی نقشی تسهیل‌گر و تنظیم‌گر دارند. هنگامی که الگوی کشت بر مبنای داده‌های مزارع هوشمند بازطراحی شود، می‌توان سیاست‌های قیمتی، اعتباری، بیمه‌ای و ترویجی را به گونه‌ای تنظیم کرد که کشاورزان خود به سمت رعایت الگو و سرمایه‌گذاری در هوشمندسازی سوق داده شوند. برای نمونه، ارائه تسهیلات ارزان‌تر برای تجهیز مزارع به سامانه‌های هوشمند در مناطقی که کشت محصولات با بهره‌وری آب بالا و منطبق بر الگو دارند، یا اعمال تعرفه‌های متفاوت آب بر اساس میزان انطباق کشت واقعی با الگو و بهره‌وری ثبت‌شده. چنین رویکردی، انگیزه‌های فردی کشاورز را با منافع جمعی مدیریت آب همسو می‌کند.

در این راستا، در نخستین نشست مشترک معاونت‌های زراعت و آب و خاک، معاونان وزیر جهاد کشاورزی بر لزوم هم‌افزایی، برنامه‌ریزی علمی و ارتقاء بهره‌وری در بخش کشاورزی تأکید کردند و آب را موضوع محوری سیاست‌گذاری‌های وزارتخانه دانستند. همچنین طبق گزارش‌ها و علیرغم وجود شرایط سخت در سال گذشته از جمله خشکسالی کم‌سابقه، ناترازی انرژی و فشارهای اجتماعی؛ طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تولیدات بخش کشاورزی کشور به ۱۳۹ میلیون تن رسید که دستاوردی بزرگ و قابل افتخار است.

نکته راهبردی آنکه بدون هم‌افزایی، هر یک از این سه محور به شکستی پرهزینه دچار می‌شود: ارتقای بهره‌وری آب بدون الگوی کشت، تنها مصرف آب را جابه‌جا می‌کند. الگوی کشت بدون داده‌های مزارع هوشمند، به سندی آرمانی و غیرقابل اجرا بدل می‌گردد و توسعه مزارع هوشمند در بستر الگوی کشت نامناسب، هزینه بالایی دارد که بازدهی کافی را برای کشاورز به همراه نخواهد آورد. بنابراین سیاست‌گذاری هوشمندانه در کشاورزی ایران باید به جای تمرکز بر یکی از این حوزه‌ها به صورت عمودی، به طراحی نظامی بپردازد که در آن ارتقاء بهره‌وری آب، الگوی کشت و هوشمندسازی به عنوان اجزاء یک سیستم پویا یکدیگر را تقویت کنند. تنها در این صورت است که می‌توان از هر قطره آب، چند برابر ارزش افزوده دریافت کرد، فشار بر سفره‌های زیرزمینی را کاهش داد و کشاورزی را به سمت پایداری اقتصادی و محیط زیستی سوق داد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا