
ضرورت توسعه بخش کشاورزی با روشهای نوین
در عصر کنونی، توسعه بخش کشاورزی دیگر نمیتواند صرفاً مبتنی بر افزایش سطح زیر کشت یا مصرف بیرویه نهادهها باشد. مسیر تحولآفرین در این بخش، از دو منظر کلان میگذرد: نخست، سرمایهگذاری هدفمند که منابع مالی محدود را به سمت حلقههای کلیدی زنجیره ارزش هدایت میکند و دوم، هوشمندسازی فرآیندها که مدیریت دادهبنیان را جایگزین تصمیمگیریهای سلیقهای و تجربی میسازد. اهمیت ترکیب این دو رویکرد، فراتر از افزایش بازدهی صرف است و به تابآوری امنیت غذایی، بهرهوری آب و خاک و کاهش ضایعات و هزینههای تولید میانجامد.
سرمایهگذاری هدفمند به این معناست که به جای تزریق پراکنده اعتبارات به تمام زیربخشها، سرمایهها به سمت حوزههایی جریان یابد که بیشترین نسبت فایده به هزینه و سازگاری با مزیتهای اقلیمی و اقتصادی را دارند. برای نمونه، سرمایهگذاری در توسعه گلخانههای هوشمند در مناطق کمآب، زنجیره سرد محصولات حساس، صنایع تبدیلی و فرآوری، و مکانیزاسیون دقیق بازدهی بسیار بالاتری نسبت به توسعه سنتی دیمزارهای کمبازده دارد. همچنین سرمایهگذاری هدفمند شامل حمایت از کسبوکارهای دانشبنیان حوزه کشاورزی، ایجاد صندوقهای تحقیق و توسعه و تجهیز آزمایشگاههای اصلاح نباتات و بیوتکنولوژی میشود. بدون این اولویتبندی، منابع نادر مالی در پروژههای نمایشی یا بیدوام هدر میرود.
در کنار آن، هوشمندسازی فرآیندها به معنای جایگزینی سنسورها، سامانههای مخابراتی، ماهوارهها، هوش مصنوعی و پلتفرمهای یکپارچه داده، به جای روشهای دستی و کاغذی است. یک مزرعه هوشمند میتواند دما، رطوبت، وضعیت تغذیه گیاه، آفات و مصرف آب را به صورت لحظهای پایش کرده و آبیاری و کوددهی را خودکار تنظیم کند. در مقیاس کلان، سامانههای پایش ماهوارهای میتوانند سطح سبز، پیشبینی عملکرد، وقوع تنشهای خشکسالی و آتشسوزی را رصد کنند. هوشمندسازی زنجیره تأمین نیز از رهگیری محصول تا مدیریت هوشمند انبارها و توزیع را شامل میشود که ضایعات را به شدت کاهش میدهد. همچنین سامانههای هوشمند اعتبارسنجی و بیمه محصولات، میتوانند ریسک کشاورزان را شفافتر و عادلانهتر پوشش دهند.
در این راستا شرکت مادر تخصصی خدمات کشاورزی با داشتن نقش راهبردی در توسعه بخش کشاورزی و با سرمایهگذاری هدفمند، توسعه بازرگانی، استفاده از فناوری نوین و هوشمندسازی فرآیندها در مسیر سیاستهای کلان دولت و وزارت جهاد کشاورزی نقشی مؤثر ایفا میکند.
درهمتنیدگی سرمایهگذاری هدفمند و هوشمندسازی، یک مزیت راهبردی ایجاد میکند: دادههای دقیق از مزارع و بازار، زمینه را برای تصمیمگیری سرمایهگذاری درست فراهم میکند و سرمایهگذاری کافی نیز زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری هوشمندسازی را ممکن میسازد. بدون هوشمندسازی، سرمایهگذاری کورکورانه خواهد بود. بدون سرمایهگذاری هدفمند، هوشمندسازی در حد پروژههای پایلوت و نمایشی باقی میماند. از این رو سیاستگذار بخش کشاورزی باید به جای تمرکز بر افزایش کمی تولید در کوتاهمدت، برنامهای میانمدت برای گذار به کشاورزی دیجیتال و سرمایهگذاری مبتنی بر داده تدوین کند. چنین تحولی اگرچه نیازمند سرمایه اولیه و تربیت نیروی انسانی متخصص است، اما در درازمدت ضمن کاهش هدررفت منابع، ارزش افزوده کشاورزی را چند برابر کرده و کشاورز ایرانی را از معیشت شکننده به کسبوکاری با ثبات و رقابتی میرساند.




