آب و خاکاسلایدیادداشت ویژه

اهمیت راهبردی بهبود مدیریت منابع آبی در بخش کشاورزی کشور

در میان چالش‌های چندلایه‌ای که امروز پایداری کشاورزی ایران را تهدید می‌کند هیچ چالشی به اندازه ناترازی عمیق در منابع آبی، حیاتی و سرنوشت‌ساز نیست. بحران آب در فلات مرکزی ایران پیامدی ناگهانی و مقطعی نیست بلکه نتیجه انباشت تاریخی یک نقص ساختاری در نگاه ما به مدیریت سرزمین است؛ نقصی که در آن، حوزه‌های آبخیز بالادست به عنوان بستر تولید آب و مزارع و جالیزهای پایین‌دست به عنوان محل مصرف در دو جهان کاملاً جدا از یکدیگر مدیریت می‌شده‌اند. در چنین بستری مفهوم طرح آبخیز تا جالیز نه صرفاً یک پروژه عمرانی جدید، بلکه تبلور یک ضرورت پارادایمی و گفتمانی تازه است که می‌کوشد این ارتباط از هم گسیخته را ترمیم کند. این طرح با نگاهی یکپارچه به زنجیره آب از مبدأ بارش در کوهستان تا نقطه مصرف در مزرعه، وزارت جهاد کشاورزی را در مرکز ثقل یک راهبرد ملی برای تاب‌آوری و بقای کشاورزی ایران قرار داده است.

برای درک اهمیت راهبردی بهبود مدیریت منابع آبی در بخش کشاورزی با تداوم اجرای این طرح باید نخست از سطح به عمق حرکت کرد و به جای تمرکز بر کمیت آب، بر حکمرانی سرزمینی آب تأمل نمود. طرح آبخیز تا جالیز در ذات خود پاسخی است به ناکارآمدی تاریخی رویکردهای جزیره‌ای که در آن وزارت نیرو متولی آب پشت سدها و وزارت جهاد کشاورزی متولی مصرف آن در مزرعه بود و حلقه مفقوده این میان یعنی تغذیه آبخوان‌ها و مدیریت روان‌آب‌ها در بالادست اراضی کشاورزی، در غفلتی مزمن به فراموشی سپرده شده بود. وزارت جهاد کشاورزی با قرار گرفتن در جایگاه متولی این طرح در عمل اذعان می‌کند که بدون احیای حوزه‌های آبخیز و انجام عملیات آبخوان‌داری و پخش سیلاب در ارتفاعات هرگونه سرمایه‌گذاری در سامانه‌های نوین آبیاری در مزارع، حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را دارد. چرا که راندمان بالای آبیاری در مزرعه زمانی معنادار است که آبخوانی وجود داشته باشد تا چاه کشاورز از آن تغذیه شود. بهبود مدیریت منابع آبی از این منظر، دیگر یک توصیه فنی نیست و بلکه شرط لازم برای استمرار حیات تولیدی در بسیاری از دشت‌های کشاورزی ایران است که اکنون با پدیده فرونشست زمین و شور شدن منابع آب زیرزمینی دست و پنجه نرم می‌کنند.

نقش محوری وزارت جهاد کشاورزی در این مسیر فراتر از حفاری چاه یا لوله‌گذاری برای انتقال آب، در قالب یک راهبری نهادی و اجتماعی تعریف می‌شود. تحلیل نقش این وزارتخانه نشان می‌دهد که موفقیت طرح آبخیز تا جالیز نه در توان مهندسی صرف که در توانمندسازی جوامع محلی و مدیریت مشارکتی منابع آب نهفته است. این وزارتخانه با پیش بردن این طرح در واقع در حال ظرفیت‌سازی اجتماعی برای گذار از مدیریت دولتی و دستوری آب به حکمرانی مشارکتی و جامعه‌محور است؛ فرآیندی که در آن، کشاورزان محلی در تصمیم‌گیری‌ها برای الگوی کشت، زمان‌بندی آبیاری و نگهداری از سازه‌های آبخیزداری سهیم می‌شوند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا