
اهمیت ساماندهی تولید، عرضه و تکمیل زنجیره نهال و مواد تکثیری باغبانی کشور، زیربنای تحول در بهرهوری و امنیت غذایی پایدار
ساماندهی تولید، عرضه و تکمیل زنجیره نهال، یکی از عمیقترین و زیربناییترین الزامات تحول در بخش کشاورزی ایران محسوب میشود که متأسفانه سالها است در حاشیه سیاستگذاریها قرار گرفته است. نهال برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً نقطه آغازین کاشت میپندارد، در حقیقت هسته مرکزی و تعیینکننده تمامی معادلات آینده یک باغ است؛ از میزان مصرف آب و کود گرفته تا مقاومت در برابر آفات، کیفیت میوه، زمان برداشت و حتی جایگاه محصول در بازارهای صادراتی. وقتی نهالی عاری از هویت ژنتیکی مشخص و بدون گواهی سلامت در زمینی کاشته میشود، در واقع باغدار و کشور سالها سرمایهگذاری روی محصولی میکنند که ممکن است نه تنها سودآور نباشد، بلکه به دلیل آلودگیهای ویروسی یا ضعفهای ژنتیکی به تدریج سایر باغات منطقه را نیز با خطر مواجه کند.
این مسئله وقتی ابعاد ملی پیدا میکند که بدانیم بخش قابل توجهی از نهال مورد نیاز کشور همچنان در نهالستانهای سنتی و فاقد مجوز تولید میشود. جایی که پیوندکها اغلب از درختان باغات تجاری و بدون هرگونه نظارت بهداشتی تأمین میگردند. در چنین شرایطی ویروسها و عوامل بیماریزای خاموش از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند و سالها بعد، زمانی که باغ به باردهی کامل رسیده، خود را به شکل کاهش شدید عملکرد یا کیفیت نشان میدهند، بیآنکه دیگر راهی برای درمان وجود داشته باشد. از سوی دیگر نبود نظام متمرکز مادرکاریهای پایه و بانکهای ژنی غنی و پویا باعث شده است که ارقام بومی ارزشمند به تدریج دچار افت ژنتیکی شده و یا حتی از چرخه تولید حذف شوند. در حالی که کشورهای پیشرفته با تکیه بر همین ذخایر ژنتیکی، سالانه ارقام جدیدی با مقاومت بالا به تنشهای محیطی معرفی میکنند.
مسئله عرضه نیز به همان اندازه بحرانی است؛ حضور گسترده نهالهای فاقد هویت و بعضاً آلوده در کنار جادهها و بازارهای محلی، نه تنها سلامت باغات را تهدید میکند، بلکه باغدارانی را که به دنبال نهال مجاز و شناسنامهدار هستند نیز سردرگم میکند. ورود غیرقانونی نهال از مرزها که اغلب ناقل آفات قرنطینهای و بیماریهای ناشناخته است، این بحران را تشدید کرده و عملاً هرگونه برنامهریزی برای مدیریت بهداشت گیاهی کشور را با چالش مواجه میسازد. تکمیل زنجیره نهال، مستلزم ایجاد و تقویت چهار حلقه اساسی است که بدون هر یک، این زنجیره ناقص خواهد ماند: نخست، ایجاد بانکهای ژن و مادرکاریهای پایه با مالکیت و نظارت حاکمیتی که اصالت ژنتیکی و سلامت مواد اولیه را تضمین کنند. دوم، توانمندسازی و ساماندهی نهالستانهای خصوصی و الزام آنها به دریافت پیوندک از منابع مجاز و رعایت استانداردهای فنی و بهداشتی. سوم، استقرار نظام گواهیدهی دقیق و شفاف که تمام مراحل تولید را پوشش داده و نهال سالم را با شناسنامه معتبر به بازار عرضه کند. چهارم، ایجاد نظام ردیابی و نظارت بر عرضه که مسیر نهال را از مادرکار تا باغ ردیابی کرده و با عرضهکنندگان غیرمجاز برخورد قانونی مؤثر داشته باشد.
وزارت جهاد کشاورزی در این میان، نقش بیبدیلی بر عهده دارد. از تأمین و حفاظت از مادرکاریهای پایه به عنوان یک وظیفه حاکمیتی، تا تدوین استانداردها، اعطای مجوز به نهالستانهای واجد شرایط، حمایت از تحقیقات برای معرفی ارقام جدید و هماهنگی با دستگاههای قضایی و انتظامی برای ساماندهی بازار. غفلت از این زنجیره به معنای پذیرش ادامه روندی است که در آن میلیاردها تومان سرمایه ملی صرف احداث باغاتی میشود که محصول نهایی آنها نه در بازارهای جهانی جایگاهی دارد و نه حتی در بازار داخلی، سودآوری پایدار برای باغدار به همراه خواهد داشت. آینده باغبانی ایران به جای آنکه وابسته به سطح زیر کشت یا حتی میزان آب و کود مصرفی باشد، بیش از هر چیز به اصالت، سلامت و کارایی نهالی گره خورده است که امروز در زمین کاشته میشود و ساماندهی این زنجیره، بالاترین و فوریترین اولویت برای تضمین این آینده است.




