
افزایش تولید گندم دیم، کلید طلایی گذار از کشاورزی پرمصرف به امنیت غذایی پایدار
گندم به عنوان قوت غالب مردم ایران و استراتژیکترین محصول کشاورزی کشور، همواره در مرکز توجه سیاستهای امنیت غذایی قرار داشته است. اما آنچه در سالهای اخیر بیش از پیش اهمیت یافته، نه صرفاً افزایش تولید، بلکه تغییر نگاه از کشتهای پرمصرف و آبی به سمت بهرهگیری حداکثری از ظرفیت دیمزارها است. در شرایطی که ایران با بحران کمآبی و افت شدید سطح سفرههای آب زیرزمینی مواجه است، تداوم تولید گندم آبی با تکیه بر چاههای عمیق و نیمه عمیق، دیگر نه اقتصادی و نه زیست محیطی میباشد. این در حالی است که اراضی دیم کشور با وسعتی بالغ بر چندین میلیون هکتار، اگر چه در شرایط فعلی بازدهی پایینی دارند، اما پتانسیل عظیمی برای تبدیل شدن به کانون اصلی تولید گندم کشور دارند، مشروط بر آنکه نگاه به آنها از یک کشاورزی رها شده و وابسته به نزولات آسمانی، به سمت کشاورزی علمی، هوشمند و مبتنی بر فناوری تغییر کند.
اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم در بسیاری از کشورهای پیشرفته با اقلیم مشابه ایران، بخش عمده تولید گندم از طریق کشت دیم و با بهرهوری قابل قبول تأمین میشود و آنها توانستهاند با استفاده از ارقام مناسب، روشهای بهینه خاکورزی و مدیریت دقیق مزرعه، از هر میلیمتر بارش، حداکثر تولید ممکن را کسب کنند. نخستین و مهمترین پیامد افزایش تولید گندم دیم، کاهش فشار بر منابع آب تجدید پذیر کشور است. هر هکتار گندم آبی که به کشت دیم تبدیل شود یا بهرهوری آن افزایش یابد مقادیر زیادی آب را برای مصارف شرب، صنعت یا حتی احیای سفرههای زیرزمینی آزاد میکند. این موضوع به ویژه در استانهای غربی و شمال غرب که از نزولات جوی نسبتاً مناسبی برخوردارند، معنای عمیقتری پیدا میکند.
دومین پیامد حیاتی، معطوف به عدالت منطقهای و جلوگیری از مهاجرت روستاییان است. مناطق دیمخیز کشور اغلب از محرومترین نقاط با کمترین فرصتهای شغلی هستند. افزایش تولید گندم در این مناطق، به معنای تزریق درآمد پایدار به اقتصاد روستا، ایجاد اشتغال و کاهش انگیزه مهاجرت به حاشیه شهرها میباشد. از منظر کلان نیز هرچه سهم گندم دیم در سبد تولید کشور افزایش یابد، وابستگی به نهادههای وارداتی مانند کود و سم و همچنین به آب مجازی کاهش مییابد و این به معنای ارتقاء تابآوری اقتصاد ملی در برابر تحریمهای خارجی است.
اما تحقق این مهم نیازمند بسترسازی علمی و اجرایی گستردهای است که در رأس آن معرفی ارقام پرمحصول و مقاوم به خشکی و سرما قرار دارد. مؤسسات تحقیقاتی کشور باید با جدیت بیشتر ارقامی را توسعه دهند که بتوانند از حداقل بارش، حداکثر تولید را داشته باشند و در عین حال به بیماریهای رایج در مناطق سردسیر مقاوم باشند. دومین گام اساسی ترویج و توسعه سیستمهای خاکورزی حفاظتی است. شخم عمیق و برگرداندن خاک در دیمزارها، یکی از عوامل اصلی تبخیر رطوبت و تخریب ساختمان خاک است.
وزارت جهاد کشاورزی در مرکز این تحول قرار دارد و باید با تدوین یک برنامه جامع و بلندمدت برای احیای دیمزارها، ضمن تخصیص اعتبارات هدفمند برای تحقیقات و تولید ارقام جدید، شبکهای از مروجان کارآزموده را برای آموزش کشاورزان در سراسر مناطق دیمخیز به کار گیرد. همچنین، حمایت از شرکتهای دانشبنیان فعال در حوزه تولید ادوات مخصوص کشت دیم و تأمین اعتبار برای مکانیزاسیون این مزارع، از جمله وظایف فوری این وزارتخانه است. علاوه بر این، نظام قیمتگذاری و خرید تضمینی باید به گونهای طراحی شود که کشاورزان دیمکار را به افزایش تولید ترغیب کند. به عنوان مثال، پرداخت جایزه بهرهوری به کشاورزانی که با استفاده از روشهای علمی، عملکرد بالایی در واحد سطح دارند، میتواند انگیزهساز باشد. توسعه بیمه محصولات دیم نیز یکی دیگر از ابزارهای مهم برای کاهش ریسک کشاورزان و تشویق آنها به سرمایهگذاری بیشتر در مزارع خود است. نگاه به دیمزارها به عنوان اراضی درجه دو و کماهمیت، باید برای همیشه کنار گذاشته شود. این اراضی در شرایط بحران آبی کشور، نه درجه دو، بلکه درجه یک ترین اولویت برای سرمایهگذاری و توسعه هستند.
طبق آمار وزارت جهاد کشاورزی در چند سال اخیر، اجرای طرح جهش تولید در دیمزارها، موجب افزایش ۱.۵ میلیون تنی تولید گندم در اراضی دیم کشور شده است. آینده امنیت غذایی ایران، بیش از آنکه به احداث سدهای جدید یا حفر چاههای عمیق وابسته باشد، به توانایی ما در درک پتانسیل دیمزارها و بهرهگیری از دانش روز برای تبدیل هر قطره باران به دانه گندم گره خورده است.




