اسلایدجهاد کشاورزییادداشت ویژه

ضرورت تولید دانه‌های روغنی و افزایش خودکفایی کشور

در اقتصاد کشاورزی و امنیت غذایی هر کشوری، برخی محصولات از چنان جایگاه استراتژیکی برخوردارند که میزان وابستگی به واردات آن‌ها، می‌تواند به معیاری برای سنجش آسیب‌پذیری ملی تبدیل شود. دانه‌های روغنی نظیر کلزا، آفتابگردان، سویا و کنجد در زمره این کالاهای حیاتی قرار می‌گیرند. اهمیت این محصولات تنها در تأمین روغن خوراکی خلاصه نمی‌شود، بلکه آنها حلقه‌ای اساسی در زنجیره تأمین غذای جامعه، صنایع دام و طیور و حتی بخش‌های صنعتی هستند. امروزه وابستگی شدید ایران به واردات روغن خام و کنجاله دانه‌های روغنی، نه تنها سالیانه مبالغ هنگفتی از منابع ارزی کشور را مصرف می‌کند، بلکه امنیت غذایی کشور را در برابر نوسانات قیمت جهانی و تنش‌های ژئوپلیتیک به شدت آسیب‌پذیر ساخته است.

از منظر کلان اقتصادی افزایش تولید داخلی دانه‌های روغنی، اقدامی در جهت کاهش خروج ارز، تنوع‌بخشی به اقتصاد غیرنفتی و تقویت پیوندهای پیشین و پسین صنعتی است. هر هکتار کشت دانه روغنی مانند کلزا، علاوه بر ایجاد درآمد برای کشاورز، صنایع تصفیه روغن، تولید کنجاله و صنایع وابسته به دامپروری را رونق می‌بخشد. این موضوع به ویژه در مناطق کم ‌آب یا دارای فصل رشد پاییزه که با دوره آبیاری اصلی محصولات آب‌بر همپوشانی ندارد، می‌تواند به بهره‌وری بهتر از منابع آبی و افزایش تولید در واحد سطح کمک کند. از دیدگاه امنیت غذایی، دستیابی به حداقل خودکفایی در دانه‌های روغنی به معنای کنترل بهتر بر کیفیت و سلامت روغن مصرفی جامعه، تضمین دسترسی پایدار به این کالای اساسی و کاهش مخاطرات ناشی از اختلال در زنجیره واردات است. چالش‌های جهانی اخیر از همه‌گیری تا درگیری‌های بین‌المللی، به وضوح نشان داده که اتکای بیش از حد به بازارهای خارجی برای کالاهای اساسی، می‌تواند تهدیدی جدی برای ثبات داخلی باشد.

دستیابی به خودکفایی نسبی یا افزایش سهم تولید داخلی در تأمین دانه‌های روغنی، نیازمند یک تحول راهبردی و برنامه‌ای بلند مدت است که مبتنی بر چند رکن اساسی باشد. طراحی مکانیسم‌های تشویقی هدفمند، تضمین خرید محصول با قیمت رقابتی و ایجاد اطمینان خاطر برای کشاورزان، سنگ بنای این تحول است. حمایت باید به گونه‌ای باشد که کشت دانه‌های روغنی را از نظر اقتصادی برای کشاورز توجیه ‌پذیرتر از گزینه‌های جایگزین کند. سرمایه‌گذاری گسترده در پژوهش برای تولید ارقام پرمحصول، متحمل به خشکی، مقاوم به آفات و بیماری‌ها و با دوره رشد کوتاه‌تر ضروری است. توسعه مکانیزاسیون کشت و برداشت ویژه این محصولات نیز از تلفات کم کرده و هزینه‌ها را کاهش می‌دهد. تعیین سهم مشخصی از اراضی مستعد هر منطقه (به ویژه در کشت پاییزه) به دانه‌های روغنی در چارچوب یک الگوی کشت ملی، می‌تواند تولید را از وضعیت پراکنده و بی‌برنامه خارج کند. ایجاد و به روزرسانی کارخانه‌های استخراج روغن و تولید کنجاله با راندمان بالا و کیفیت رقابتی، حلقه مکمل تولید است. بدون این حلقه، افزایش تولید به افزایش ضایعات یا وابستگی به فرآوری خارجی می‌انجامد. انتقال دانش فنی و مدیریت مزرعه به کشاورزان از طریق نظام ترویج کارآمد و جلب مشارکت آنان در قالب تشکل‌ها و شرکت‌های تعاونی تولید، عامل کلیدی در موفقیت عملی این طرح است.

براساس پیش‌بینی وزارت جهاد کشاورزی تولید حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزارتن دانه‌های روغنی در کشور در سال زراعی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ با وجود تداوم شرایط خشکسالی و تهدیدات اقلیمی پیش‌بینی می‌شود. با توجه به شرایط اقلیمی و ظرفیت منابع آبی و خاکی کشور، شرایط برای رسیدن به خوداتکایی ۴۰ درصدی در تولید روغن طی یک دهه آینده وجود دارد.

حرکت به سوی خودکفایی در دانه‌های روغنی، یک انتخاب استراتژیک و ضرورتی ملی است. این مسیر اگرچه پر هزینه و پر چالش به نظر می‌رسد، اما هزینه وابستگی و آسیب‌پذیری کشور در بلند مدت به مراتب بیشتر است. این مسیر، تنها یک برنامه تولیدی نیست، بلکه مجرایی برای ارتقاء حاکمیت غذایی کشور، حفظ ثروت ملی و ایجاد اشتغال مولد در بخش‌های کشاورزی و صنعتی است. موفقیت در این عرصه نیازمند اراده‌ای راسخ، مدیریت یکپارچه، تخصیص منابع کافی و همراهی همه جانبه دولت، بخش خصوصی و جامعه کشاورزی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا