اسلایدجهاد کشاورزییادداشت ویژه

ضرورت توجه ویژه به خاک به عنوان بستر امنیت غذایی

ریشه بسیاری از چالش‌های فرسایش خاک، نابودی حاصلخیزی و افت ذخیره ‌آبی، را باید در نگاه جزء نگر و پراکنده به سرزمین جستجو کرد. مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز در اینجا نه به عنوان یک گزینه فنی، که به مثابه یک ضرورت فلسفی و یک خرد کلان‌نگر ظاهر می‌شود؛ پارادایمی که خاک را نه یک جزیره مستقل، بلکه به عنوان ذره‌ای به هم‌پیوسته در یک شبکه حیاتی بزرگ‌تر می‌بیند.

حوزه آبخیز، عرصه‌ای است که تمام بارش‌های وارد بر آن، به یک نقطه خروجی واحد جاری می‌شود. این تعریف ساده‌ هیدرولوژیک، دربردارنده یک حقیقت ژرف اکولوژیک و اجتماعی است: در این عرصه، سرنوشت تمام اجزا به طرزی تفکیک‌ناپذیر به هم گره خورده است. آنچه در ارتفاعات رخ می‌دهد، رد پای خود را در پایین ‌دست به جا می‌گذارد. فرسایش خاک در دامنه، تنها فقر آن نقطه نیست، بلکه رسوبی است که مخازن سدها را پر می‌کند، کیفیت آب پایین ‌دست را تنزل می‌دهد و بر زندگی هزاران انسان تأثیر می‌گذارد. بنابراین، حفاظت از خاک، هرگز در مرزهای یک مزرعه یا یک قطعه زمین متوقف نمی‌شود. اینجا، خاک یک منبع ساده نیست؛ بلکه یک سرویس ‌دهنده اکوسیستمی حیاتی است که سلامت آن وابسته به سلامت تمامی اجزای حوزه است.

چالش اصلی در مسیر مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز، اغلب فنی نیست، بلکه اجتماعی، اقتصادی و نهادی است. یک حوزه آبخیز ممکن است تحت حاکمیت چندین دهستان، شهرستان و حتی استان باشد. وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مختلفی هر یک به بخشی از پازل نگاه می‌کنند، بی‌آنکه هماهنگی لازم برای دیدن تصویر کلی وجود داشته باشد. این شکاف نهادی، خود را در قالب برنامه‌های متناقض و گاه رقابتی نشان می‌دهد. از سوی دیگر، جوامع محلی که ساکنان و ذینفعان مستقیم این عرصه‌ها هستند، اغلب از چرخه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کنار گذاشته می‌شوند. موفقیت مدیریت جامع، در گرو ایجاد سازوکارهای حکمرانی مشارکتی است که بتواند تمامی ذینفعان را حول یک منافع مشترک گرد آورد. این امر مستلزم تعریف روشن حقوق بهره‌برداری، ایجاد انگیزه‌های اقتصادی برای حفاظت و توانمندسازی جامعه برای مدیریت پایدار منابعی است که به آن وابسته‌اند.

طبق آمار، سالانه میلیون‌ها تن کربن با عملیات کشاورزی از خاک برداشت می‌شود، بدون آن که همان میزان به خاک برگردد که این مسئله یکی از آسیب‌های بزرگ منابع خاکی کشور است. به همین منظور در سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، پروژه‌های متعددی برای ترسیب و تثبیت کربن در خاک تعریف شده است.

مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز، در بنیادی‌ترین سطح، نوعی بازگشت به خردی است که پیشینیان ما به آن پی برده بودند: اینکه کوه و دشت، آب و خاک، انسان و طبیعت در یک کلیت به هم‌پیوسته قرار دارند. در دنیای امروز، این خرد نیازمند پوششی علمی، نهادی و فناورانه است. این رویکرد به ما می‌آموزد که برای نجات یک ذره خاک، باید به سلامت یک کل اندیشید. حفاظت از خاک، دیگر صرفاً یک دستورالعمل فنی برای کشاورز نیست، بلکه یک برنامه راهبردی سرزمینی است که در مقیاس حوزه‌های آبخیز طراحی و اجرا می‌شود. تنها در چنین چارچوب کل‌نگری است که می‌توان امیدوار بود خاک بتواند همچنان بستر حیات، تولید و تمدن برای نسل‌های آینده باقی بماند. این مسیر، هرچند پیچیده و طولانی می‌باشد اما تنها مسیر ممکن به سوی آینده‌ای با خاکی زنده و آبادی پایدار است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا