
نقش کلیدی نهاده دانش در توسعه پایدار بخش کشاورزی
در نگاه نخست، کشاورزی متجلی در قامت کشتزارهای طلایی، باغهای بارور و مزارع سرسبز است. با این حال، آنچه استحکام و پویایی آن را تضمین میکند، شبکهای پیچیده و ژرف از دانش است. توسعه پایدار در کشاورزی، فراتر از مجموعهای از دستورالعملهای فنی، در حقیقت یک فرآیند یادگیری مستمر و خلق دانش تطبیقی است. دانش در این عرصه، نه کالایی لوکس یا ابزاری فرعی، بلکه خون حیاتی است که در رگهای نظام کشاورزی جریان مییابد و آن را زنده، انعطافپذیر و تابآور میسازد.
چالش اصلی توسعه پایدار در بخش کشاورزی، حل تعارض ظاهری میان نیازهای فوری تولید غذا و ضرورت حفظ پایههای منابع طبیعی برای آینده است. این تعارض تنها با ابزارهای فیزیکی یا سرمایهگذاری مالی خالص حل نمیشود. ریشه آن، نوعی فقر شناختی است. ناتوانی در درک سیستمهای پیچیده اکولوژیک-اجتماعی مزرعه و نادیده گرفتن پیوندهای نامرئی بین کنشهای امروز و پیامدهای فردا. دانش، پاسخی به این فقر است. این دانش، محدود به آگاهی از فنون نیست، بلکه توانایی درک روابط، پیشبینی نتایج و خلق راهحلهای زمینهای است. یک کشاورز آگاه میداند که کاهش تنوع زراعی، تنها یک انتخاب اقتصادی کوتاه مدت نیست، بلکه در بلند مدت، اکوسیستم مزرعه را در برابر آفات و تغییرات آب و هوایی شکننده میکند. این درک سیستمی، همان چیزی است که دانش از اطلاعات متمایز میسازد و پایه هر اقدام پایدار را شکل میدهد.
دانش مورد نیاز برای کشاورزی پایدار، ساختاری چندلایه و پویا دارد. در عمیقترین لایه، دانش بومی و محلی نهفته است. گنجینهای از تجارب انباشته شده که در طی نسلها با ریتمهای خاص محلی اقلیم، خاک و اکوسیستم هماهنگ شده است. این دانش که اغلب در قالب روشهای بهنظر ساده در مدیریت آب، انتخاب بذر یا تناوب زراعی تبلور مییابد، حاوی بینشهای ارزشمندی درباره تابآوری و سازگاری است. با این حال، در دنیای امروز که با چالشهای بیسابقهای مانند تغییرات اقلیمی، فشار جمعیت و تجارت جهانی مواجه است، دانش بومی به تنهایی کافی نیست. اینجاست که لایه دانش علمی و فناورانه نوین وارد میشود. از زیستفناوری برای تولید ارقام متحمل به خشکی تا سنجش از دور برای پایش سلامت محصولات و اینترنت اشیا برای آبیاری دقیق، این دانش، ابزارهای قدرتمندی برای بهینهسازی و افزایش بهرهوری در عین کاهش فشار بر منابع فراهم میکند.
دانش، عاملی است که بهرهوری فیزیکی منابع را افزایش میدهد، ضایعات را کاهش میدهد، ارزش افزوده خلق میکند و تابآوری سیستم را در برابر شوکها تقویت مینماید. دانش است که به خاک، تنها به عنوان یک بستر فیزیکی نگاه نمیکند، بلکه آن را به مثابه یک اکوسیستم زنده میفهمد و مدیریت میکند. دانش است که به آب، فقط به عنوان یک نهاده مصرفی نمینگرد، بلکه آن را در چارچوب چرخه هیدرولوژیک کل حوزه آبخیز مدیریت میکند.
نقش کلیدی دانش در توسعه پایدار بخش کشاورزی حائز اهمیت بوده و طبق آمار رسمی وزارت جهاد کشاورزی، تولید ۱۳۵ هزار تن محصولات کشاورزی کشور نتیجه همافزایی تلاش محققان، پژوهشگران و کشاورزان است و بدون ورود مؤلفه دانش، دستیابی به این سطح از تولید ممکن نبود.
بنابراین توسعه پایدار بخش کشاورزی، بدون سرمایهگذاری گسترده و هوشمند در تولید، اشاعه و کاربرد دانش ممکن نخواهد بود. این دانشافزایی، نه تنها در آزمایشگاه و دانشگاه، که باید در مزرعه، در میان کشاورزان، در تشکلها و در سیاستهای کلان رخ دهد. آینده کشاورزی ما، و در پی آن امنیت غذایی و محیط زیست ما بیش از هر چیز به عمق و گستره دانشی وابسته است که در بطن این بخش میرویانیم.




