
گذار از بقاء به پایداری در کشاورزی کمآب کشور
بیگمان بحران کمآبی یکی از جدیترین و فراگیرترین چالشهای پیش روی کشاورزی در بسیاری از مناطق جهان، بهویژه ایران است. در این میان، هنگامی که صحبت از راه نجات به میان میآید، ذهن به سمت راهحلهای قطعی و معجزهآسا میرود. اما آیا بهکارگیری سامانههای نوین آبیاری بهتنهایی میتواند این نقش نجاتبخش را ایفا کند؟ پاسخ اگرچه پیچیده است، اما میتوان گفت که این سامانهها نه یک راهحل انفرادی، بلکه سنگ بنایی اساسی و ضروری در یک تحول بزرگتر هستند.
برای درک این موضوع، باید ابتدا از بحران آب تصویری واقعبینانه ترسیم کرد. مشکل تنها کمبود بارش نیست؛ بلکه مسئله اصلی، مدیریت ناکارآمد آب است. در روشهای سنتی مانند آبیاری غرقابی یا نشتی، بخش عمدهای از آب پیش از آن که به ریشه گیاه برسد، در مسیر تبخیر میشود یا به اعماق خاک نفوذ میکند که برای گیاه غیرقابل دسترس است. این هدررفت عظیم، هم منابع آبهای زیرزمینی را تهی میکند و هم آینده کشاورزی را به مخاطره میاندازد.
با این حال، تمرکز صرف بر روی نصب لوله و قطرهچکان، دیدگاهی تقلیلگرایانه به مسئله است. سامانه نوین آبیاری، تنها یک ابزار است و این مدیریت است که به آن جان میبخشد. یک کشاورز با دانش کافی میتواند با برنامهریزی دقیق آبیاری بر اساس نیاز واقعی گیاه، رطوبت خاک و پیشبینی هوا، از این سامانه حداکثر بهرهوری را ببرد. در مقابل، اگر این سیستم بدون دانش و تنها به صورت مکانیکی استفاده شود، ممکن است حتی به دلیل آبیاری بیش از حد موضعی یا مسدود شدن قطرهچکانها، به نتیجه مطلوب نرسد. بنابراین، فناوری پیشرفته در غیاب دانش پیشرفته، ناقص و گاه بیاثر خواهد بود.
از این منظر، سامانه نوین آبیاری را باید به عنوان هسته مرکزی یک اکوسیستم جامع مدیریت آب در نظر گرفت. این تحول نیازمند همراهی و هماهنگی سایر عوامل است. توانمندسازی کشاورزان از طریق آموزشهای کاربردی، تغییر تدریجی الگوی کشت به سمت محصولات کمآبخواه و باارزش اقتصادی بالاتر، و حمایتهای دولتی در قالب تسهیلات مالی و پشتیبانی فنی، اجزای جداییناپذیر این پازل هستند. بدون این همراهی، خطر آن وجود دارد که این سامانهها به پروژههایی شکسته و نیمهکاره تبدیل شوند که نتوانستهاند وعده نجات بخشی خود را محقق کنند.
در برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده که سالانه ۲۰۰ هزار هکتار آبیاری تحت فشار و ۱۵۰ هزار هکتار آبیاری زیرسطحی اجرا شود. همچنین طبق آمار این طرح با مدیریت معاونت آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی در تمام نقاط کشور، به ویژه مناطق محروم، در حال اجرا است و تاکنون ۳.۲ میلیون هکتار از اراضی آبی کشور به این سامانهها مجهز شدهاند.
در پایان باید تأکید کرد که بکارگیری سامانههای نوین آبیاری، اگرچه بهتنهایی معجزه نمیکند، اما بدون آن نجات نیز تقریباً ناممکن است. این سامانهها عصای جادویی نیستند که مشکلات ساختاری مدیریت آب را یکشبه حل کنند، اما قویترین و کارآمدترین اهرمی هستند که در اختیار کشاورز و جامعه قرار دارد تا در نبردی نابرابر با کمآبی، تابآوری خود را افزایش دهد. آنها راه نجات نیستند، اما مسیر نجات از میان آنان میگذرد. آنها دری را به سوی کشاورزی پایدار، هوشمند و مقاوم میگشایند؛ کشاورزی که نه تنها به بقای کشاورز کمک میکند، بلکه امنیت غذایی نسلهای آینده را نیز تضمین مینماید.




