اسلایدجهاد کشاورزییادداشت ویژه

بهره‌وری آب در کشاورزی ایران، فراتر از فناوری، اصلاح ساختار و مدیریت ریسک

تولید محصولات کشاورزی با منابع آبی کمتر در ایران، دیگر یک انتخاب فنی یا یک توصیه کارشناسی نیست بلکه به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است که بدون آن، تداوم تولید در بسیاری از مناطق کشور با تهدید جدی مواجه خواهد شد.

در روش‌های سنتی، راندمان آبیاری بسیار پایین است در حالی که سامانه‌های نوین آبیاری تحت فشار این راندمان را به طور محسوسی افزایش می‌دهند و افزودن لایه هوشمندسازی می‌تواند صرفه‌جویی بیشتری ایجاد کند بدون آنکه عملکرد محصول کاهش یابد. ارزیابی‌های میدانی در مزارع الگویی نشان می‌دهد که آبیاری هوشمند نه تنها حجم آب مصرفی را کاهش داده، بلکه بهره‌وری را نیز ارتقا بخشیده است؛ به این معنا که فناوری در اینجا جایگزین منابع کمیاب می‌شود نه اینکه صرفاً مصرف را محدود کند. با این حال گسترش این فناوری‌ها با موانعی ساختاری روبه‌رو است از جمله: هزینه بالا برای برخی سامانه‌ها، نبود اینترنت پایدار در بسیاری از مناطق روستایی، خرده مالکی اراضی که مقیاس اقتصادی اجرا را تضعیف می‌کند و نبود جایگاه مشخص برای شرکت‌های مشاور و پیمانکار در نظام فنی کشور. این موانع نشان می‌دهد که مسئله اصلی، فقدان فناوری نیست بلکه نبود زیرساخت نهادی و اقتصادی برای انتشار آن است.

واقعیت اقلیمی ایران ایجاب می‌کند که برخی محصولات پرآب‌بر در مناطقی کشت نشوند که ظرفیت آبی پایدار ندارند. سیاست‌های ابلاغی الگوی کشت ملی بر تعدیل سطح کشت محصولات پرآب‌بر و جایگزینی تدریجی آن‌ها با گونه‌های کم‌آب‌بر تأکید دارد؛ برای نمونه، جایگزینی بخشی از سطوح زیر کشت علوفه‌های پرآب‌بر با جو پاییزه، سورگوم و ارزن علوفه‌ای که نیاز آبی کمتری دارند اما نیاز تغذیه‌ای دام را تأمین می‌کنند. الگوی کشت بدون الزام اجرایی و بدون پیوند با نظام حمایتی در حد یک سند توصیه‌ای باقی می‌ماند؛ همان‌گونه که تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که کشت محصولات پرآب‌بر در مناطق نامناسب، به رغم هشدارهای کارشناسی، تداوم یافته است.

کاهش منابع آبی فقط یک مسئله فیزیکی نیست؛ زمانی که کشاورز با محدودیت آب مواجه می‌شود، تصمیم‌های او درباره انتخاب محصول، زمان کشت و میزان سرمایه‌گذاری تحت تأثیر قرار می‌گیرد و این تصمیم‌ها می‌توانند به کاهش تولید و درآمد منجر شوند. آبیاری هوشمند در این چارچوب نه فقط یک ابزار صرفه‌جویی، بلکه ابزاری برای مدیریت ریسک است. با آگاهی از نیاز واقعی گیاه در هر مرحله، کشاورز می‌تواند از تنش خشکی در مراحل حساس رشد جلوگیری کند و عملکرد را حتی در شرایط کم‌آبی حفظ کند. از این منظر تولید با آب کمتر تنها زمانی پایدار می‌ماند که با کاهش ریسک تولید و نه با افزایش آن همراه شود.

تولید محصولات کشاورزی با منابع آبی کمتر در ایران نیازمند رویکردی سه‌وجهی است: ارتقای بهره‌وری فنی از طریق آبیاری نوین و هوشمند با رفع موانع نهادی و زیرساختی آن، بازطراحی الگوی کشت با الزام اجرایی و پیوند با نظام حمایتی و مدیریت ریسک تولید در شرایط کم‌آبی به گونه‌ای که کشاورز بتواند تصمیم‌های خود را بر پایه داده و نه اضطرار بگیرد. بدون این سه مؤلفه هر یک از اقدامات به‌تنهایی ناکارآمد خواهد بود زیرا فناوری بدون الگوی کشت مناسب، ظرفیت صرفه‌جویی را هدر می‌دهد؛ الگوی کشت بدون فناوری، تولید را کاهش می‌دهد؛ و هر دو بدون مدیریت ریسک، به کاهش پذیرش اجتماعی و واگذاری اراضی منجر می‌شوند.

بر اساس اعلام وزارت جهاد کشاورزی میزان تولید محصولات کشاورزی کشور از مرز ۱۳۷ میلیون تن در سال زراعی قبل گذشته است و تحقق این میزان تولید با مصرف ۱۴ میلیارد مترمکعب آب کمتر انجام شده و همچنین شاخص تأمین امنیت غذایی از ۸۵ درصد فراتر رفته است.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که در حال حاضر مسئله آب در کشاورزی ایران دیگر در سطح مزرعه حل نمی‌شود و در سطح نظام تصمیم‌گیری عالی کشور قابل حل و فصل می‌باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا