
ضرورت راهبردی تقویت زنجیره تولید تا بازار محصولات کشاورزی در کشور
تقویت زنجیره تولید تا بازار در کشاورزی ایران را نمیتوان صرفاً یک اقدام اقتصادی برای افزایش سود دانست و این موضوع در واقع راهبردی برای کاهش ریسک تولیدکننده، حفظ ارزش منابع محدود و پایدارسازی کل نظام غذایی کشور است. وضعیت فعلی نشان میدهد که حلقههای این زنجیره بهطور منسجم به یکدیگر متصل نیستند و در نتیجه، ارزشی که در مزرعه تولید میشود در مسیر رسیدن به سفره مصرفکننده یا بازار صادراتی تحلیل میرود. این گسست ساختاری باعث میشود فاصله قیمتی میان تولیدکننده و مصرفکننده افزایش یابد و ضایعات در مراحل مختلف تولید و عرضه بالا برود. بنابراین هر سیاستی که تنها بر افزایش تولید متمرکز شود و زنجیره پس از مزرعه را نادیده بگیرد نه میتواند اقتصاد کشاورز را تقویت کند و نه میتواند بهرهوری منابع را بهطور پایدار ارتقا دهد.
یکی از موانع اصلی در مسیر تقویت زنجیره، تداوم خام فروشی محصولات کشاورزی است. تجربه صادرات محصولات خام نشان داده که این رویه به زیان تولیدکنندگان داخلی، صنایع پایین دستی و اقتصاد ملی تمام میشود. بخش زیادی از محصولات بدون فرآوری و با قیمتی پایین صادر میشود و در مقابل، همان محصولات یا فرآوردههای آن با قیمتی چند برابر وارد میشوند. این چرخه نهتنها به خروج ارز از کشور میانجامد، بلکه ظرفیتهای اشتغال، تولید ثروت و توسعه فناوری را نیز از بین میبرد. در چنین شرایطی، توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در مناطق تولیدکننده، بهجای تمرکز صرف بر افزایش حجم تولید خام، باید به یک راهبرد ملی تبدیل شود. در همین راستا حمایت هدفمند از واحدهای فرآوری کوچک و متوسط، جذب سرمایهگذاری در صنایع غذایی و تسهیل صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا از الزامات این مسیر است. نکته حائز اهمیت آن است که صنایع تبدیلی باید در همان مناطقی مستقر شوند که تولید در آنها مزیت دارد؛ در غیر این صورت، ناترازی مکانی میان تولید و فرآوری، هزینههای حمل و نقل و ضایعات پس از برداشت را افزایش میدهد و مزیت اولیه را خنثی میکند.
تقویت زنجیره تولید تا بازار نیازمند زیرساختهایی است که هم بعد سخت و هم بعد نرم را در بر بگیرد. در بعد نرم، شناسهدار کردن و برندسازی محصولات کشاورزی گامی مهم در جهت حذف واسطهگری غیرضروری و بازگرداندن ارزش افزوده به تولیدکنندگان تلقی میشود؛ فرآیندی که از مزرعه تا سفره را پایش میکند و به تولیدات هویت شفاف میبخشد. در بعد سخت نیز تصویب مجوز ایجاد شهرک زنجیره ارزش تولیدات کشاورزی با هدف اتصال حلقههای تولید، فرآوری، نگهداری، بستهبندی، لجستیک و بازار طراحی شده است و هدف نهایی این اقدام، حرکت از کشاورزی تولیدمحور به کشاورزی زنجیرهمحور، بازارمحور و ارزشآفرین با تمرکز بر افزایش درآمد تولیدکنندگان است. با این حال، اثربخشی این ابزارها به یک شرط وابسته است، ایجاد همراستایی میان سیاستهای حمایتی، مقررات و زیرساختها به گونهای که کشاورز مطمئن باشد محصول جایگزین یا فرآوریشده، خریدار و قیمت قابل اتکا دارد. بدون این اطمینان، حتی شهرکهای زنجیره ارزش نیز به مجموعهای از واحدهای منفصل تبدیل میشوند که فاصلهشان با مزرعه حفظ میشود.
تقویت زنجیره تولید تا بازار در کشاورزی ایران، یک ضرورت راهبردی است که همزمان سه هدف را دنبال میکند: کاهش ریسک و افزایش سهم تولیدکننده از ارزش نهایی، کاهش ضایعات و هدررفت منابع در مسیر پس از برداشت و ایجاد ارزش افزودهای که بتواند سرمایهگذاری در بهرهوری آب و زمین را توجیهپذیر کند. مسیر رسیدن به این اهداف، نه صرفاً با ساخت واحدهای فرآوری یا تصویب مجوزهای جدید، بلکه با همراستایی همزمان چند اقدام به هم پیوسته طی میشود: سازمانیابی تولیدکنندگان برای تقویت قدرت چانهزنی، استقرار صنایع تبدیلی در مناطق دارای مزیت تولید، شفافسازی زنجیره از طریق شناسهدار کردن و برندسازی و ایجاد ثبات در مقررات و سیاستهای حمایتی. بدیهی است که بدون این همراستایی، زنجیره تولید تا بازار در سطح سند و مجوز باقی میماند و کشاورز همچنان کمترین سهم را از ارزشی که خود تولید کرده است، دریافت خواهد کرد.




